دفاع پایان نامه
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:48
دوشنبه هشت بهمن نود هفت ساعت ده، دفاع پایان نامه ام بود..... دیروز.. همسری و مامان و آجی هام اومدن.. کلی زحمت کشیدن.. و ارایه ننگین منو دیدن خخخ .. بیست شدم از بیست ...هرچی سوال پرسیدن هم نتونستم بجوابم..خیلی شیک....؟.!! اون ارایه با اون همه برنامه ای که براش داشتم با اون همه تصوراتم تو این دوسال از...
فردا عروسیموووووونه
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:48
ای عشق مددی کن که به سامان برسیم/همچون مزرعه ای تشنه به باران برسیم/یامن برسم به یار یا یار به من/یاهردوبمیریم و به پایان برسیم....۹۷/۱۲/۹
عروسی من و عشقم نهم اسفند نود هفت
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:48
امشب عروسیمون بود.. بهترین شبی که انگار تو پنج دقیقه تموم شد...صبح ساعت هفت نوبت ارایشگاه داشتم..بازنگ یارم بیدار شدم..ولی یارم دیر رسید دنبالم..و ساعت نه رفتم ارایشگاه...ارایشگرهم شاکی شد که من دوتا
۱۳۹۸
-
تاریخ: 1398/2/11 ساعت: 21:48
یک ماه از عروسی منو عشق جانم گذشت..سال نود هفت هم با روزای خوبش تموم شد.. من و یار جان امسال اولین هفت سین خونمون و چیدیم...روزا میگذره... یار جان خابالو من رفته سر کار..خیلی خاب داشت، اومدم بخابم ولی دلم نمیاد، یاد موقعی افتادم که خودم مجبور بودم پنج صبح پاشم، برم بیرون..یار جانم خسته نباشید.. مرسی...
همسفر خوب زندگی
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 17:17
خانومم..یه مطلب دیدم قشنگ بود دوست داشتم بنویسم برات که همسفر خوب منی وقتی یه همسفر خوب داشته باشی دیگه دنبال رسیدن به مقصد نیستی دنبال طولانی ترین جاده های دنیا میگردی جاده هایی که تموم شدن رو بهشون یاد نداده باشن
دل درد
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 17:17
این پست هم رمز داره تا غریبه ها نخونن..رمزش برای شما چهار رقم آخر شماره همرام، ادامه مطلب
آذر
-
تاریخ: 1397/10/10 ساعت: 17:17
یازدهم آذره، آذر خانم روزای استرس...امروز دانشگاه پیچوندم سرما داشتم نرفتم.. هنوزم خوب نشدم .. خونه مون رهن کردیم..خونه خوبیه خوشم میاد ازش کوچیک نیست، تازه ساخته، کسی استفاده نکرد قبلا، مشکل ساختمونو
اردیبهشت
-
تاریخ: 1397/4/25 ساعت: 12:26
اردیییی بههههشششت و دوست دارم خیلی... ولی حیف داره تموم میشه ، دوست دارم همش بیرون باشم بوی به&#
96/6/3
-
تاریخ: 1396/6/7 ساعت: 3:37
سوم شهریور..تولد مامان...عشقولیم رفته امتحان بده... بووس موفق باشی ...چشم انشالله قبول میشی اقایی...
دوستت دارم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 7:18
دوست دارم... من عاشق تو هستم.... عاشق چشمانی که که اقیانوسی از آرامش را در خود دارند! عاشق دستانی که خداوند، نوازش را با الهام از آنها معنا کرده است و عاشق لبخندی که زیبایی را تمام و کمال به تصویر میکشد دوست دارم.... من عاشق تو هستم.... عاشق زمینی هستم که بر روی آن راه میروی! و عاشق نسیمی که عطر تو ...
شکست
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 7:18
اره ولی هر وقت رفتیم زیر ی سقف نقش پیدا میکنی.. .. این تمام حرفش بود..حرفی که کلی معنا پیدا میکنه.دیگه تا پیدا نکردن نقش نمیام. دوربرت..نمیام تا ببینم چطور زندگی میکنی:-...
بچه زدن نداره
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 5:16
حرف اخرو باید میزد...بالاخره بعد این همه بحث باید اشکم در بیاد..ادم اینههمه روشنفکر...هی خودتو بزنی ب نشنیدن و نفهمیدن....ولی خوبه اینطوری خود واقعیشونو نشون میدن... خدایاااااااااااا این ساده لوحو ازش بگیر ،خجالت میکشه.....بگیرش یه سلیطه غر غرو بده بش....
عشقم کووو
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 5:16
شنبه 23.50 ..اردیبهشت ....من خونه مامانم اینا عشقم خونه مامانش اینا...دوست دارم تورااا میدونی جای تو گوشه ی قلبمه ... راستی خدا نمیخاد منو بگیری ازش .... برا همدیگه نگهمون دار...پیرمون کن ب پای هم.... اهنگ گوش میدم...دوس دارم اهنگشو... یه احساس خاص با این حال خاص♥ ..تو همونی هستی که دلم میخاست ..تو
قهر و اشتی
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 5:16
شنبه 16/2 یه روز شاد ،ی روز غمگین غمگین...ی روز فکر میکنی خوشبخت ترین زوجی ی روز حس میکنی بدبخت ترین عروس دنیایی..به اون پست پایینی ک گذاشته بودم حسودیم میشه...چرا اشکم نمیاد.. دلم میدونه فاجعه بزرگتر از اونیه ک بخاد با اشک درست بشه
پنجمین ماهگرد
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 5:16
دیروز 19 اردیبهشت....بود پنجمین ماهگرد عقدمون....پنج ماه زندگی کردیم..پنج ماهه عزیزمه
پیامک یارم
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 5:16
دیدنت بهترین و زیباترین دیدنی دنیاست برام
شب بیداری و دلتنگی
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 5:16
دیروز یکشنبه بود ی روز تعطیل چهارده خرداد... الان ساعت سه صبح دوشنبه ،من عین جغد بیدارم خااابم نمیبره...امروز زیاد با یار خابیدم...ای کاش پیشم بود.. از دور میبوسمت..الان خابیدی حتما..خواب منو میبینی.. نمیخام دلم تنگ شد .. فردا حتما نمیاد تا درس بخونم... امتحانات پایان ترم خررر است ... جیگر من انگار ...
زهرا ناراحت بود
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 5:16
جمعه دوم تیر ماه...بیست هشت رمضان...ساعت یازده شب....ماه رمضون هم داره تموم میشه..هیچکار نکردم ...امتحانا تموم شد..یه هفته استراحت ..دهم باید پروپوزال تحویل بدم ،روزی ی پاراگراف فقط مینویسم ..اگ ننویسم کارم عقب میوفته...درسم تموم نمیشه..باز اقای شوهر میگ تا درست تموم نشد عروسی نمیگیریم..نگیر بهتر..
هفتمین ماهگرد
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 5:16
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.