شاید تلخ باشد اما، وقتی کسی نمیخواد در رابطه با شما بمونه ولی توانایی قطع رابطه رو هم نداره، رفتاراش وارد فاز آزار غیر مستقیم میشه، یعنی رفتارهایی رو عامدانه تکرار میکنه که میدونه برای شما خیلی دردناکه؛ و این یک مکانیسم دفاعی برای تمام کردن مسئولیتش در رابطهست به طوریکه در نهایت شما رابطه رو ترک میکنید و او از احساس گناه فرار میکنه.
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری
1403,, داره تموم میشه وقدر کم پست گذاشتم امسال.. دلم برای کوچیکی امیرمحمدم تنگ شده بود.. اومدم اینجا چند تا خاطره بخونم..زیاد نبود.. پسرکی که تا چندماه پیش نکران حرف زدنش بود الان دیگه راه افتاد.. دیگه با دوتا وروجک وقت اینجا اومدن ندارم.. یار هم نمیاد درگیره... امروز باهم روکش صندلی عوض کردیم..خوشم اومد تصمیم گرفتم بقیه خونه تکونی هم باهم انجام بدیم دوتایی قشنگه... بزنم به تخته یار غرغرو نیست ، بابام هر کاری انجام میداد جرات نمیکردیم بهش نزدیک بشیم ، فکر میکردم همه مردا اینطورین .. خدار
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری
سی ام ،برای اولین بار پسرکم با مامان بردیم گفتار درمانی ، سه سال و نیم ...اولش خجالت میکشید ، اسباب بازیها رو دید ذوق کرد با قوری کوچیک چایی ریخت.. تعارف میکرد.. چند تا تقلید حرکتی انجام داد تا راه بیافته..بعدم کم کم با حیوانات عروسکی کار کردن.. هر اسم و حرفی که تکرار میکرد من قند تو دلم آب میشد، حس میکردم پسرم داره آپلو هوا میکنه
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری
باز هم نوزده آذر اومد
مصادف شد با هفتم مادربزرگ که آقایی زحمتش کشید..
خدا رحمت کنه ،
سیزده آذر 95 اولین باری بود که مادربزرگ دیدم، روزی بود که رفتیم گروه خون..
کی فکرشو میکرد هفت سال بعد مادربزرگ سیزده آذر فوت میکنه
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری

1402 چقدر روزا زود میگذره... 1401، 1400 یادم نمیاد
23 مرداد امساله خاله شدم...
امشب پسرم مریضه، تب داره و گلود رد... خابم دارم چون دیشب تب داست خوب نخابیدم
گوشی ساعت گذاشتم خر بووف
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری
درشکفتن جشن نوروز برای خودمون و همه در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی ،اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم، سال نو مبارک
همینقدر خشک و بی روح تحویل شد
مرسی خدا بابت همه چی
تنبلا خواب خرگوشی رفتن، من موندم و بارون و پنجره
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری
دختر قشنگمون فاطمه زهرا، شنبه 16بهمن ماه ساعت 12.5 بامداد به دنیا اومد....قشنگمون قرار بود چهارشنبه به دنیا بیاد ولی یکمی شیطونی کردو زودتر اومد، کلا بچه بی دردسری بود برامون، بدون دوا و دارو اومد تو دلم، نه ماه بارداری هم زود تموم شد، زایمان راحتی هم داشتم..فقط حیف که کرونا نزاشت بقیه پیشمونباشن، برنامه ریزی هامون بهم خورد..اینکه تو بارداری ناز میکردم بعد زایمان اونجا نمیام اینکار نمیکنم و بچه مو نمیدم بهتون و...
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری