مودی - تاریخ: 1405/7/4 ساعت: 0:20
شاید تلخ باشد اما، وقتی کسی نمی‌خواد در رابطه با شما بمونه ولی توانایی قطع رابطه رو هم نداره، رفتاراش وارد فاز آزار غیر مستقیم میشه، یعنی رفتارهایی رو عامدانه تکرار میکنه که میدونه برای شما خیلی دردناکه؛ و این یک مکانیسم دفاعی برای تمام کردن مسئولیتش در رابطه‌ست به طوری‌که در نهایت شما رابطه رو ترک ...
دی 1403 - تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 8:30
1403,, داره تموم میشه وقدر کم پست گذاشتم امسال.. دلم برای کوچیکی امیرمحمدم تنگ شده بود.. اومدم اینجا چند تا خاطره بخونم..‌زیاد نبود.. پسرکی که تا چندماه پیش نکران حرف زدنش بود الان دیگه راه افتاد.. دیگه با دوتا وروجک وقت اینجا اومدن ندارم..‌ یار هم نمیاد درگیره... امروز باهم روکش صندلی عوض کردیم..‌خ...
دخترک سه ساله - تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 8:30
، دو روز نبودیم دختری انگار دلش واسه عروسکاش تنگ شده..یک ساعته دار میخابونتشون..گذاشته رو پاش میگه چشش بازه...( چشم عروسک بسته نمیشه )یه خرگوش پارچه اییه کفشش به پاش دوخته میگه این بی ادبه کفششو در نمیاره،، اون یکی عروسک خانومه ،الان میگه مامان خرگوش نی نی و بیدار میکنه... بعد یواش در گوشش میگه گفتم...
چالش - تاریخ: 1405/5/19 ساعت: 8:30
آذر 1404 تو یک برهه ای زندگی با پستی و چالش اقتصادی ... اصلا نیمه دوم سال به ما نمیسازه هرچی تو نیمه اول جمع میکنیم بعد از دست میدیم..‌انشالله به خیر و خوشی تموم بشه..آقایی شبکاره داشتم با پسری حرفای قبل از خواب میزدیم‌راجع به خدا و آدم وحوا..برای اولین بار براش تعریف کردم..حرفای نمک دار میزد.. اول ...
31 - تاریخ: 1403/3/10 ساعت: 7:45
امروز سی یک سالم تموم شد در حالی که همش فکر میکردم تازه سی سالم شده ، شمع تولد دیدم تعجب کردم..الکی نیس موهام اینقدر سفید شده.. تولد سی یک آقایی یادمه تازه نامزد بودیم یه کیک پختم با کاکایو نوشتم تولدت مبارک ، ولی یار اصلا خوشش نیومد از این کارا، اونم با اکراه شمع سی را نگاه میکرد... آها ژله هم درست...
سی اردیبهشت 1403 - تاریخ: 1403/3/10 ساعت: 7:45
سی ام ،برای اولین بار پسرکم با مامان بردیم گفتار درمانی ، سه سال و نیم ...اولش خجالت میکشید ، اسباب بازیها رو دید ذوق کرد با قوری کوچیک چایی ریخت.. تعارف میکرد.. چند تا تقلید حرکتی انجام داد تا راه بیافته..بعدم کم کم با حیوانات عروسکی کار کردن.. هر اسم و حرفی که تکرار میکرد من قند تو دلم آب میشد، حس...
1402/9/19 - تاریخ: 1402/9/22 ساعت: 13:09
باز هم نوزده آذر اومد مصادف شد با هفتم مادربزرگ که آقایی زحمتش کشید..خدا رحمت کنه ، سیزده آذر 95 اولین باری بود که مادربزرگ دیدم، روزی بود که رفتیم گروه خون..کی فکرشو میکرد هفت سال بعد مادربزرگ سیزده آذر فوت میکنه + نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 22:58 توسط z.f  |  Adblock test (Why?)
شهریور 1402 - تاریخ: 1402/6/29 ساعت: 1:48
امروز اربعین چهارشنبه است.. دختری از سایه خودش میترسه، تازه کشفش کرد،، نمیتونه ببینه یه چیز دنبالشه،، نوزده ماهش شد، دختری شجاع من..پسرم هنوز حرف نمیزنه داره نزدیک سه سال میشه، هیچ خبری نیس هرچند کامل منظورشو میفهمم.. ولی کلا پنجاه تا کلمه بیشتر بلد نیست.. راستی پسری یه هفته اس از پوشک گرفتم.. بالاخ...
مرداد 1402 - تاریخ: 1402/6/5 ساعت: 2:11
1402 چقدر روزا زود میگذره... 1401، 1400 یادم نمیاد23 مرداد امساله خاله شدم...امشب پسرم مریضه، تب داره و گلود رد... خابم دارم چون دیشب تب داست خوب نخابیدمگوشی ساعت گذاشتم خر بووف + نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 0:8 توسط z.f  |  Adblock test (Why?)
تیرماه 1402 - تاریخ: 1402/5/13 ساعت: 12:17
روزمرگی یه روز عادی، خوابیده بودم، پسرکی بیدار شد چشام بسته بود ولی حواسم بود از زیر پشه بند رفت بیرون لیوان آب گرفت خورد، دیشب اصلا بیدار نشد که آب بخوره تشنه اش بود، بعد اومد کنار نشست با گریه گفت مامان هم.. گشت شد صبحانه میخواست، یادم اومد شام زود خورده بود، نون لواش دادم بهش یجوری نگاه کرد با تع...
سال نو 1402 - تاریخ: 1402/1/7 ساعت: 0:45
درشکفتن جشن نوروز برای خودمون و همه در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی ،اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم، سال نو مبارکهمینقدر خشک و بی روح تحویل شدمرسی خدا بابت همه چیتنبلا خواب خرگوشی رفتن، من موندم و بارون و پنجره Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 13:55
آخرین جمعه دی ماه.. با آقامون و بچه ها رفتیم نمایشگاه، یهوییخوش گذشت هرچند بقیه دعوا کردن.. فک کنم تقصیر من بود منم دل نداشتم تنهایی بفرستمش، پایه همیشگی شم هرجا بره، چه تو بارداری چه دوتا بچه Adblock test (Why?)
تولد دخترمون - تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 0:55
دختر قشنگمون فاطمه زهرا، شنبه 16بهمن ماه ساعت 12.5 بامداد به دنیا اومد....قشنگمون قرار بود چهارشنبه به دنیا بیاد ولی یکمی شیطونی کردو زودتر اومد، کلا بچه بی دردسری بود برامون، بدون دوا و دارو اومد تو دلم، نه ماه بارداری هم زود تموم شد، زایمان راحتی هم داشتم..فقط حیف که کرونا نزاشت بقیه پیشمونباشن، ب...
1401تیرماه - تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 0:55
جمعه تیرماه..وقت نمیشه بیام بنویسم ، سه ماه از سال جدید گذشت ، دخترمون بزرگ و شیرین شده.. پنج ماهشه غلت میزنه.. پسرمونم این ماه یادگرفت بگه آب...همه چیزو میفهمه ولی کلمه هایی که میگه.   تاتاب..دد..آب..دندان..مو..دس..ممه..هم..علی..آیلین..چقدر کم ..نوززده ماهه خیلی کم حرف میزنه از نظر من فقط آب کلمه ا...
تولد یک سالگی - تاریخ: 1400/9/29 ساعت: 5:45
خواستیم با پرواز به اوج اسمان وسفر به قعر دریا جهان را در سیطره خود در آوريم زیادی به خود مغرور شدیم قدرتمان را ما فوق بشریت فرض کردیم به ناگاه موجودی بسیار کوچک تمام قوانین ما را برهم زد و ما را برآن
29 اذر - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 23:28
جمعه بیست نه اذر عقد آجی جونم بود..انشالله خوشبخت باشن وبه پای هم پیرشن..اینم شاعری همسر جانم.. حیف ننویسمش..دلم برات تنگ میشه*وقتی ازت دور میشمنبضم مثل یه آهنگ میشه*وقتی ازت دورم*حسم میگه زهرا جانم*کجایی جان جانانم*دلم میخاد عمری*کنار تو یارم بمانم*
شت - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:26
نی نی امروز سقط شد..
عرفه ۹۸ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:26
جمعه مرداد، صبح ساعت پنج حرکت کردیم به سمت مشهد.. منو یار و مامانم اینا..گوشی یار گم شد بین راه..شب جمعه ساعت ده رسیدیم مشهد ساعت دو تو کمپ خابیدیم.. صبح شنبه رفتیم زیارت، یکشنبه مراسم دعا عرفه رفتیم شبشم رفتیم پارک..دوشنبه حرکت کردیم
تهران - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:26
امروز صبح ساعت هفت من یار مامان و اجی و خواهرزاده ها رفتیم سمت بیمارستان چشم تهران,..ساعت ده شب بزگشتیم.. خیلی خسته شدیم..یار شش ما دی انشالله گ عمل چشم میشه
۱۳ ابان ۹۸ - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 17:26
سیزده أبان نود هشت..سومین سالگرد آشناییمون بود... اما امسال روز بد و نحسی بود..اصلا.. روز