امروز سی یک سالم تموم شد در حالی که همش فکر میکردم تازه سی سالم شده ، شمع تولد دیدم تعجب کردم..
الکی نیس موهام اینقدر سفید شده.. تولد سی یک آقایی یادمه تازه نامزد بودیم یه کیک پختم با کاکایو نوشتم تولدت مبارک ، ولی یار اصلا خوشش نیومد از این کارا، اونم با اکراه شمع سی را نگاه میکرد... آها ژله هم درست کردم.چقدر ضایع برای اولین تولد باید بیشتر تلاش میکردم..
امروز یار و پسرک همراه کیک اومدن آبجی کیک اورد و مامان.. خودمم پختم ... خلاصه سی و یک بسیار شیرین تموم یا شروع کردم
...کوچولو ها میرقصیدن ،، پسرک یکمی حرف زدنش بهتر شد ،
دست مامان یعنی دستت درد نکنه...
جالب میشه بگه دست مامان بو نه
برچسب:
نویسنده: آریا حیدری